خاطرات نقاش سبز

شعر,عکس,نقاشی...

نمیدانم

نمیدانم عشقم را کجا جا گذاشته ام

نمیدانم قلبم را در میان کدام صحرای بی آب و علف رها کرده ام

احساس پوچی میکنم

هوای دلم ابریست

تنهایی ...فقط او مرا میفهمد

میگویند تاوان عشق نرسیدن است

نرسیدن...

عشق من گم شده است

قلبم هم همینطور

گیج و سرگردانم در این دنیای عجیب

انگار از وقتی متولد شدم

چیزی را فراموش کرده ام

چیزی که میدانستم...

فراموشی و گم شدن در این دنیای پوچ و دروغین...

چه حس احمقانه ای!!!

 

+ خاطره ; ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۳
    پيام هاي ديگران ()   

من

picasso

+ خاطره ; ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٤/٢٥
    پيام هاي ديگران ()   

خیام3

تا چند زنم  به  روی  دریا ها خشت

بیزار شدم   ز بت پرستان  و کنشت

خیام  که  گفت  دوزخی  خواهد  بود

که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت

+ خاطره ; ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٤/۱٢
    پيام هاي ديگران ()   

سکوت سبز

+ خاطره ; ٤:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۳۱
    پيام هاي ديگران ()   

اثر من2

+ خاطره ; ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٢۳
    پيام هاي ديگران ()   

یکی از نقاشی هام

+ خاطره ; ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/۱٩
    پيام هاي ديگران ()   

هفت سین

in ro az persianblog dozdidam

+ خاطره ; ۱:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٢
    پيام هاي ديگران ()   

عید شما مبارک

دوباره سبز میشوم
دوباره تازه میشوم
در ای بهار دلنشین
پر از ترانه میشوم
دوباره عید میشود
دوباره غنچه میدهد
درخت پشت پنجره
پر از جوانه میشود
عید شما مبارک
خاطره

+ خاطره ; ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٢
    پيام هاي ديگران ()